سرمایه‌گذاری جهانی در هوش مصنوعی به ۲.۵۹ تریلیون دلار رسید، اما ۵۶ درصد مدیران عامل هنوز بازگشت مالی قابل‌توجهی ندیده‌اند. دکتر کامران رخشانی، مدیرعامل شرکت مدیران برتر، در این گزارش تحلیلی به بررسی شکاف میان هزینه و ارزش در عصر هوش مصنوعی می‌پردازد.

هوش مصنوعی در ترازوی ارزشآفرینی؛ از هیجان تا بازگشت سرمایه
دکتر کامران رخشانی – مدیرعامل شرکت مدیران برتر، مشاور و مدرس حوزه کسب‌وکار و بازرگانی با بیش از ۲۵ سال سابقه

در دو سال گذشته، هیچ موضوعی به اندازه هوش مصنوعی در اتاق‌های هیئت‌مدیره و جلسات راهبردی کسب‌وکارها داغ نبوده است. از وعده‌های تحول‌آفرین گرفته تا نگرانی از عقب‌ماندگی در رقابت، مدیران در سراسر جهان با شتابی بی‌سابقه به سمت سرمایه‌گذاری در این فناوری حرکت کرده‌اند. اما اکنون، پس از گذشت نزدیک به سه سال از انفجار هوش مصنوعی مولد، پرسش اساسی این است: آیا این سرمایه‌گذاری‌ها واقعاً ارزش آفریده‌اند؟

سرمایه‌ای به وسعت ۲.۵۹ تریلیون دلار
بر اساس تازه‌ترین گزارش گارتنر، هزینه‌های جهانی در حوزه هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ به رقم خیره‌کننده ۲.۵۹ تریلیون دلار خواهد رسید که نسبت به سال قبل ۴۷ درصد رشد داشته است. پیش‌بینی می‌شود این رقم تا سال ۲۰۲۷ به ۳.۴۹ تریلیون دلار افزایش یابد. در همین حال، نظرسنجی RBC Capital Markets از بیش از ۱۰۰ مدیر ارشد فناوری نشان می‌دهد که ۱۰۰ درصد سازمان‌ها بودجه‌ای برای پروژه‌های هوش مصنوعی اختصاص داده‌اند. هوش مصنوعی اکنون به طور میانگین ۱.۷ درصد از درآمد شرکت‌ها را به خود اختصاص داده است.

این ارقام نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی دیگر یک انتخاب نیست؛ به یک ضرورت رقابتی تبدیل شده است. اما سؤال مهم‌تر اینجاست: این حجم عظیم سرمایه‌گذاری، چه بازدهی برای کسب‌وکارها داشته است؟

واقعیتی تلخ؛ ۵۶ درصد مدیران عامل هنوز بازگشت سرمایه ندیده‌اند
در حالی که هزینه‌ها سر به فلک می‌کشد، داده‌های پژوهشی تصویر دیگری را ترسیم می‌کنند. نظرسنجی جهانی PwC از ۴,۴۵۰ مدیرعامل در ۹۵ کشور نشان می‌دهد که ۵۶ درصد از مدیران عامل هنوز هیچ افزایش درآمد یا کاهش هزینه‌ای از سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی خود مشاهده نکرده‌اند. تنها ۱۲ درصد توانسته‌اند همزمان به رشد درآمد و کاهش هزینه دست یابند.

گزارش گارتنر نیز این شکاف را تأیید می‌کند: تنها ۲۸ درصد از پروژه‌های هوش مصنوعی در سازمان‌ها به انتظارات بازگشت سرمایه پاسخ داده‌اند، ۲۰ درصد کاملاً شکست خورده‌اند و ۵۲ درصد باقی‌مانده نیز نتوانسته‌اند به وعده‌های خود عمل کنند. پژوهش هاروارد بیزینس ریویو نیز نشان می‌دهد که تنها یک مورد از هر ۵۰ سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی ارزش تحول‌آفرین ایجاد می‌کند.

چرا شکاف میان هزینه و ارزش؟
به عنوان کسی که بیش از دو دهه در حوزه مشاوره کسب‌وکار فعالیت داشته‌ام، این شکاف برایم آشناست. بسیاری از سازمان‌ها هوش مصنوعی را به‌مثابه یک «مسابقه سرعت» تلقی کرده‌اند؛ بدون آنکه پیش‌نیازهای اساسی برای بهره‌برداری از آن را فراهم کرده باشند. پژوهش PwC نشان می‌دهد که ۷۴ درصد از ارزش اقتصادی ایجادشده توسط هوش مصنوعی، تنها توسط ۲۰ درصد از سازمان‌ها جذب می‌شود. این ۲۰ درصد، ۷.۲ برابر بیشتر از سایرین ارزش ایجاد کرده و ۴ درصد حاشیه سود بالاتری دارند.

چه چیزی این ۲۰ درصد را از其余 جدا می‌کند؟ پاسخ در سه مؤلفه کلیدی نهفته است:

نخست، شفافیت در تعریف ارزش. پژوهش هاروارد بیزینس ریویو بر روی بیش از ۱,۰۰۰ مدیر ارشد جهانی نشان می‌دهد که آنچه ۴ درصد برتر را از ۸۵ درصد其余 جدا می‌کند، شفافیت در تعریف ارزش، پاسخ‌گویی در قبال آن، و جدیت در سنجش به عنوان یک انضباط مدیریتی است.

دوم، رویکرد سیستماتیک. هفت عاملی که هاروارد بیزینس ریویو برای بازگشت سرمایه از هوش مصنوعی شناسایی کرده، همگی به یک نکته اشاره دارند: هوش مصنوعی یک ابزار است، نه یک استراتژی. موفقیت زمانی حاصل می‌شود که این فناوری در فرآیندهای اصلی کسب‌وکار جاسازی شود، نه اینکه به‌عنوان یک پروژه موازی دنبال گردد.

سوم، عبور از فاز آزمایشی. بر اساس گزارش مک‌کنزی، سازمان‌ها اکنون از فاز «آزمایش» به فاز «ارزش‌آفرینی» حرکت می‌کنند. سؤال کلیدی دیگر «آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنیم؟» نیست؛ بلکه «چگونه از آن ارزش ایجاد کنیم؟» است.

مسیر تحقق بازگشت سرمایه؛ هفت عامل کلیدی
بر اساس پژوهش جامع هاروارد بیزینس ریویو، هفت عامل زیر می‌توانند بازگشت سرمایه از هوش مصنوعی را تضمین کنند:

۱. شفافیت در هدف – به‌وضوح مشخص کنید که سازمان به دنبال چه نوع ارزشی از هوش مصنوعی است.
۲. ارزش‌آفرینی در محصولات و فرآیندها – هوش مصنوعی را هم در بهبود محصولات و هم در بهینه‌سازی فرآیندها به کار بگیرید.
۳. استفاده از تمام ابزارهای موجود در جعبه ابزار هوش مصنوعی – از مدل‌های زبانی بزرگ تا یادگیری ماشین و بینایی ماشین.
۴. پذیرش چارچوبی برای خلق ارزش – بدون چارچوب مشخص، هوش مصنوعی به یک سردرگمی پرهزینه تبدیل می‌شود.
۵. درگیری واحد مالی در تأیید ارزش – بازگشت سرمایه باید توسط واحد مالی راستی‌آزمایی شود.
۶. آموزش کاربران و رهبران – سواد هوش مصنوعی باید در تمام سطوح سازمان نهادینه شود.
۷. پذیرش مدل بلوغ اقتصادی – درک کنید که سازمان در چه مرحله‌ای از بلوغ هوش مصنوعی قرار دارد.

جمع‌بندی؛ از هیجان تا واقعیت
عصر هوش مصنوعی فرا رسیده است، اما هیجان اولیه جای خود را به واقعیت‌گرایی داده است. سازمان‌هایی که از امروز به جای دویدن در پشت هیجان‌ها، بر ایجاد زیرساخت‌های داده، بازطراحی فرآیندها، پرورش نیروی انسانی و تعریف شاخص‌های شفاف بازگشت سرمایه متمرکز شوند، همان ۲۰ درصدی خواهند بود که ۷۴ درصد ارزش را تصاحب می‌کنند.

به عنوان کسی که بیش از ۲۵ سال در مسیر مشاوره و تدریس در حوزه کسب‌وکار و بازرگانی گام برداشته‌ام، همواره بر این باور بوده‌ام که موفقیت در کسب‌وکار، حاصل انتخاب‌های هوشمندانه در زمان مناسب است. هوش مصنوعی امروز در ترازوی ارزش‌آفرینی قرار گرفته است. پرسش این نیست که آیا از آن استفاده کنیم یا نه؛ پرسش این است که چگونه از آن استفاده کنیم تا ارزش واقعی خلق شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *